ما مسافر کویریم کی میاد ستاره چینی؟

سریال های کره ای جدید سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده
سریال های کره ای 2009 اینجاست!
پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 18 بهمن 1388 ساعت 01:56

توجه !                                     توجه!  

تمام مسیرها  به مغز اینجانب مسدود می باشد،مسیر خود را عوض کنید

سه شنبه 6 بهمن 1388 ساعت 02:18

همیشه یه اصل مهم واسه خودت تو زندگی بذار تا دلت خوش باشه: 

        داشته هاتو در نظر بگیر و نداشته هات رو هی نشمار.و البته مهمه که برای از دست رفته ها هم دیگه غصه نخوری!  

و البته به نظر من برای دلخوش موندن به داشته های درونت توجه کن و اونا رو دوس داشته باش که فقط مال خود خودته و هیچکی نمیتونه ازت بگیرشون یا عوضشون کنه،اونا جوری هستن که تو بخوای!!! 

 

اصلش یه کم طولانی شد فقط :پی

چهارشنبه 30 دی 1388 ساعت 02:16

شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش               که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش 

 

امشب از اون شباست که اگه خوابگاه بودم مطمئنم تا خود صبح تو محوطه تنها راه می رفتم

کلی حافظ خوندم.این تنها چیزیه که بهم کمک می کنه.این بیتم وسط همین غزلا پیدا شد یهو 

یکشنبه 27 دی 1388 ساعت 02:22

همه راز علاقه آدمی به آدمی 

همین رویای ساده رفتن و 

بعد 

بی خبر آمدن های همیشه اوست 

شنبه 19 دی 1388 ساعت 02:33

  

 

گفت که وقتی پدر پیرش داشته از بیماری کبدی می‌مرده؛دستش را گرفته بوده توی دستش.داشته یواش یواش می‌مرده و بدنش هی سرد و سردتر می‌شده. برای همین، خیال می‌کند که دست او یعنی پسرش که پدر من باشد- از حد معمول داغ‌تر است و نکند تب دارد. این است که برمی‌گردد و بهش می‌گوید تب داری بابا جان...

...گفت پدرها این‌طوری بچه‌هاشان را دوست دارند. یعنی تا این حد عمیق و خالصانه است عشق‌شان. که وقتی خودشان بدن‌شان یخ زده و دارند می‌میرند؛ باز هم دل‌شان پیش بچه‌هاشان است و فکر می‌کنند آن‌ها هستند که تب دارند. و نکند چون تب دارند، یک وقت طوری‌شان بشود. 

(کافه پیانو نوشته فرهاد جعفری) 

 

تا حالا چند بار این عشق رو با تمام وجودت حس کردی؟؟؟

جمعه 11 دی 1388 ساعت 07:31

یه عالمه صدای گنگ و واضح تو ذهنم پیچیده که آزارم میده،مارش عزایی که چکه های آب با سینک ظرفشویی به راه انداختن یا مارش نظامی تیک تیک ساعت و یا... همه شون دارن اذیتم میکنن

 دلم صدای بارون دیشب رو میخواد،صدای یه عالمه پرنده،صدای بی صدای برف،یا صدای آبشار و رودخونه و جنگل و...

بذار راحت و بی پرده بگم :دلم داره بهونه میگیره،هوایی شده،اون صدای تو رو میخواد

از نظام حاکم به دنیا خسته ام

 

پی نوشت: اونی که دلم بهونه صداشو داره آقاجونمه

یکشنبه 29 آذر 1388 ساعت 02:09

اون روزا ما دلی داشتیم واسه بردن

جونی داشتیم واسه مردن

کسی بودیم،کاری داشتیم

پاییز و بهاری داشتیم

تو سرا ما سری داشتیم...

 1  2  3  4  5  6  <<